آبای کلیسا بخش دوم

  • ۹۱

مهمترین جریانات و گرایشها در دوره آباء

گنوسی‌گری (ناستیسیزم)

"گنوسیس" واژه‌ای یونانی و به معنای معرفت حقیقی یا عرفان است و در اصطلاح الهی‌دانان مسیحیت به گروهی گفته می‌شود که در اوایل قرن دوم میلادی به ظهور رسیدند که اعتقاد به نجات از طریق معرفت داشتند. این معرفت به نظر گنوسی‌ها درک منشا روح، وضع ناگوار روح در این جهان و راه خروج از این وضع ناگوار بود. در این بین، برخی از متکلمان مسیحی برای اینکه اعتقادات خود را برای فرهنگ‌های مختلف قابل فهم کنند، آموزه‌های مسیحی را با سنت یهودی و فرهنگ یونانی و رومی پیوند دادند تا از این طریق عقاید مسیحی را برای جوامع یونانی شده مصر و روم خِردپذیر گردانند. افراطی‌ترین این متکلمان گروهی بودند که بعدها گنوسی نامیده شدند.

 البته باید یاد آور شد که گنوس در انگلیسی معادل واژه ی «know  » به معنای شناخت و معرفت قرار می گیرد جریان فکری کهنه ای است که بر آگاهی از رازهای ایزدی تأکید داشته و قدمتش به قبل از میلاد مسیح می رسد دارای عناصری عارفانه و زاهدمسلک می باشد. تفکرات گنوسی در طول تاریخ دستخوش تغییرات فراوانی شده و همچنین تأثیر زیادی بر ادیان مابعد خود گذاشته است. دین یهود و مسیحیت، بخشی از مفاهیم الهی و عرفانی خود را از گنوس اقتباس کرده است.  از طرفی مانی (216- 277 م.)  نیز بر اساس تفکرات گنوس و مسیحیت، خود را چون پیامبری دیگر بعد از بودا، زرتشت ومسیح شناساند.

مارکیونیزم

"مارکیونیزم" حاصل تلاش‌های مارکیون، یکی از کشیشان شهر رم است. وی ادعا کرد که متن مقدس عبری نسخ شده و خدای مذکور در آن نیز غیر از خدای مسیحیت بوده و بی رحم و تجاوزکار است. خدای حقیقی که خالق عالم ارواح است، بر انبیاء بنی‌اسرائیل مجهول مانده است و این عیسی بود که او را بر انسان‌ها هویدا کرد. او می‌گفت: انسان در زنجیر اسارت جسم که خدای تورات، یهوه، بر وجود او نهاده است باقی بود تا آنکه عیسی ظاهر شد و از آن پس انسان می‌باید به یاری خدای متعال که همان عیسی است، خود را از حبس تن رها سازد... او به این ادعا اکتفا نکرد و انجیل نوینی را برای پیروان پر شمارش تحریر کرد (از میان چهار انجیل او فقط انجیل لوقا را معتبر می‌دانست). 

مونتانیزم

آبای کلیسا

  • ۹۴

آباء نزد یهودیان و مسیحیان:

در عهد عتیق، برگزیدگانی مانند ابراهیم، اسحاق و یعقوب که قوم بنی‌اسرائیل از نسل آنان هستند؛ «آباء» (پدران) نامیده می‌شوند. به عنوان مثال در مورد حضرت ابراهیم می‌خوانیم: «اما اینک عهد من با توست و تو پدر امتهای بسیار خواهی بود. و نام تو بعد از این ابرام خوانده نشود بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود زیرا که تو را پدر امتهای بسیار گردانیدم.»

در عهد جدید، عنوان "آباء" به کسانی اختصاص دارد که ایمان مسیحی را تعلیم داده‌اند. پولس می‌گوید: «زیرا هر چند هزاران استاد در مسیح داشته باشید، لیکن پدران بسیار ندارید زیرا که من شما را در مسیح، به انجیل تولید نمودم.» البته این جمله‌ی پولس در حالی است که حضرت عیسی توصیه کرده بود که پیروانش باهم برادر باشند و هیچ کس خود را "آقا"، "پدر" و "پیشوا" نخواند: «شما آقا خوانده مشوید زیرا استاد شما یکی است، یعنی مسیح و جمیع شما برادرانید. هیچ کس را بر زمین پدر مخوانید زیرا پدر شما یکی است که در آسمان است. و پیشوا خوانده مشوید زیرا پیشوای شما یکی است یعنی مسیح....» بنابر این پدران کلیسا یا پدران اولیه کلیسا، الهیون اولیه و تأثیرگذار، معلمان نامدار مسیحی و کشیشان بزرگی بودند که در قرن 1 تا 7 میلادی می زیستند. آثار دانشورانه آنها مقدمه ای برای قرن‌های بعدی بود. این لفظ دربارهٔ نویسندگان و معلمین کلیسا، استفاده می‌شد نه الزاماً قدیسان.